الفيض الكاشاني

80

منتخب مكاتيب قطب ( فارسى )

لنگر خود نگاه داريد تا عواصف شبهات شما را از جاى برنكند كه حقيقت هر چيز به وقت خود معلوم شود . صبر كنيد كه « وَ جَعَلْنا مِنْهُمْ أَئِمَّةً يَهْدُونَ بِأَمْرِنا لَمَّا صَبَرُوا وَ كانُوا بِآياتِنا يُوقِنُونَ » . « 1 » اى ولىّ من ! خواهم كه نامه كه نويسى به خون جگر نويسى و بوى جگرِ كباب از آن كتابت شنوم . اى ولىّ من ! خواهم كه قطعهء آتش‌ِافروخته باشى كه هر كه با تو نشيند گرم شود . نار خندان باغ را خندان كند * صحبت مردانْت از مردان كند عزم و اراده اى ولىّ من ! خليفه را مرض گِل خوردن بود و هر نوع علاج كه مىكردند مفيد نبود . روزى از كسى علاج آن پرسيد گفت : « عَزمَةٌ مِنْ عَزماتِ الرِجالِ » . « 2 » گفت : راست گفتى عزم كردم كه ديگر گِل نخورم و نخورد « 3 » . مرض همه كس گِل خوردن است كه ميل است به خلاف فطرت و علاجش عزمى است مردانه و قصّه كوتاه . اى ولىّ من ! بايد كه صلابت تو در عزم و كار خود چنان باشد كه شيطان را زهرهء القاء شبهات نباشد و از تو چنان گريزد كه از سايهء مردان مىگريزد . اى ولىّ من ! سالك كه در كار خود متمكّن شد هر گاه شيطان به وى نزديك مىشود مصروع مىگردد وشياطين بر او جمع‌مىشوند ومىپرسند كه او را چه افتاده ؟ مىگويند كه آدميش گرفته است . چنانچه مصروع انس را گويند جنّش گرفته . جَعَلك اللَّه وليّي مِن أولئك و أعطاهُ ما أعطى أولياءه و الصّديقين مِنْ عِبادِه و آخر الوصيّه أَنْ لا تَرْكَن إِلَى

--> ( 1 ) . از ميان آن قوم پيشوايانى پديد آورديم كه چون صبورى پيشه كردند و به آيات ما يقين داشتند ، سورهء سجده ، آيهء 24 . ( 2 ) . اراده‌اى از اراده‌هاى مردان . ( 3 ) . در حاشيهء ف : و ديگر هرگز گل نخورد .